یک مثال ساده از معاملات شبکهای
فرض کنید قیمت میان ۹۰ تا ۱۱۰ هزار واحد نوسان دارد و بازه به چهار فاصله ۵ هزار واحدی تقسیم شده است. خرید در ۹۵ و فروش جفت آن در ۱۰۰ یک چرخه است؛ خرید بعدی میتواند در ۹۰ و فروش آن در ۹۵ باشد. سود ناخالص اختلاف قیمت است، اما کارمزد خرید و فروش و اختلاف قیمت اجرا از آن کم میشود.
چرخه سفارش از ابتدا تا تکرار
- کف، سقف و تعداد سطوح تعیین میشود.
- قیمتهای ورود و خروج محاسبه میشوند.
- سفارشهای لیمیت زیر و بالای قیمت جاری قرار میگیرند.
- پس از تکمیل خرید، فروش جفت ثبت میشود.
- پس از تکمیل فروش، چرخه همان سطح دوباره آماده میشود.
بازار مناسب و نامناسب
بازار دارای نوسان رفتوبرگشتی، حجم کافی و فاصلهای بیشتر از هزینه معامله نامزد مناسبتری است. روند یکطرفه شدید، نقدشوندگی کم یا فاصله بسیار کوچک میان سطوح میتواند عملکرد را مختل کند. خروج رو به پایین ممکن است دارایی پایه انباشته کند و خروج رو به بالا ربات ثابت را بدون خرید جدید بگذارد.
مزایا و محدودیتها
نظم اجرا
قواعد از پیش تعیینشدهاند و تصمیم لحظهای کمتر میشود.
عدم پیشبینی
نیازی به حدس هر حرکت نیست، اما محدوده باید قابل دفاع باشد.
ریسک پابرجا
کارمزد، روند، لغزش و خطای اتصال همچنان وجود دارند.
گام بعدی
پس از فهم چرخه، مهمترین تصمیم تنظیم محدوده و تعداد گرید است. سپس میتوان تفاوت گرید ثابت، پویا و تطبیقی را بررسی کرد.
پرسشهای متداول
آیا گرید تریدینگ فقط در بازار صعودی کار میکند؟
خیر؛ منطق آن بر نوسان میان سطوح است، اما روندهای شدید میتوانند قیمت را از محدوده خارج کنند.
تعداد گرید بیشتر بهتر است؟
نه همیشه. افزایش تعداد، فاصله و سود ناخالص هر چرخه را کم میکند و ممکن است کارمزد را پررنگتر کند.
گرید اسپات با فیوچرز یکی است؟
خیر. اهرم و ریسک تسویه در فیوچرز متفاوت است؛ فینگول فعلاً اجرای گرید روی بازار اسپات صرافیهای پشتیبانیشده را هدف میگیرد.